خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





اردشیر سوم

     اردشیر سوم :

     

    تاریخ درگذشت : 338 قبل از میلاد

    محل دفن : به روایتی توسط باگواس خواجه تکه تکه شد و خوراک سگها گردید

     

    بیوگرافی : نام اصلی او اخس بود که پس از رسیدن به قدرت خود را اردشیر نامید ، اخس با سو

    استفاده از کهولت و ناتوانی پدر ، دست به قتل برادرانش – اریاسپ و ارشام – زد ، به همین سبب

    در میان یزرگان و مردم منفور شد ، بنابرین تا مدتی با مخفی نگاه داشتن مرگ پدر ، فرامین و احکام

    را به نام پدر صادر می کرد . سپس در یکی از همین فرامین که تحت نام پدرش صادر کرده بود ، خود

    را از سوی او ولیعهد مملکت خواند و پس از ده ماه چون دید که مقامش محکم شده درگذشت پدر را

    به اطلاع مردم رساند .روایت است اردشیر سوم به دلیل آنکه مدعی برای قدرت نداشته باشد دست

    به کشتار خاندان خود زد و شاهزاده ها و شاهزاده خانمهای بسیاری را به قتل رساند . نیز عمویش

    را با 100 پسر و نواده در حیاطی محبوس کرده همه را تیر باران نمود (البته این روایات به دلیل دشمنی

    یونانیان و مصریان میتواند اغراق باشد ) .وی در زمان حکومتش شورشهای بسیاری سرکوب نمود از

    جمله شورش کادوسیان  شورش شهربانان  شورش فنیقیه و قبرس و مصر . در شورش فنیقیه تنّ

    پادشاه صیدا در اتحاد با منتور یونانی توانست برخی از سپاهیان دولت ایران را شکست داده ، از

    فنیقیه بیرون براند . در همان هنگام هر 9 شهر قبرس نیز که پادشاهانی تابع ایران داشتند شوریدند

    اردشیر سوم ، ایدریه – پادشاه کاریه – را مامور چنگ با شورشیان قبرس کرد . ایدریه نیز 40 کشتی

    و 8000 سپاهی را به سرداری فوسیون آتنی و اواگوراس به قبرس فرستاد. نیروی مزبور که تعداد

    زیادی افراد طماع نیز به طمع کسب آذوقه وافر قبرس به آن پیوسته بودند ، به محاصره سالامین

     مهمترین شهر قبرس پرداخت . از سوی دیگر ، اردشیر سوم با سپاهیانش به قبرس نزدیک می شد.

    تنّ  پادشاه صیدا با آگاهی از رسیدن قریب الوقوع سپاه عظیم شاه ایران ، دانست که توان پایداری

    نخواهد داشت . تسّالیون  گماشته محرم خود را نزد اردشیر فرستاد و اظهار کرد که حاضر است

    صیدا را تسلیم سازد و به دلیل آشنایی با گدارهای نیل ، به عنوان راهنما ، در سپاه اردشیر که

    عازم مصر است ، خدمت کند . اردشیر سوم نیز از این پیشنهاد خوشحال گشته ، پذیرفت.

    اما تسّالیون از اردشیر خواست که بر طبق عادات پارسی ، دست راستش را به نشانه عهد و پیمان

    در دست او بگذارد . شاه ایران از این حرف که نشانه بی اعتمادی او بود سخت خشمگین شد.

    دستور داد تا سر از تن تسّالیون جدا کنند ، اما بعد ار انکی از این تصمیم منصرف شد . تنّ نیز به

    همراه 500 نفر از شپاهیان خود ، به بهانه اینکه می خواهد به محل اجتماع فنیقیها برود ، از شهر

    خارج شده ، 100 نفر از بزرگان صیدا را نیز با خود برد . بدینگونه تنّ  پادشاه صیدا  به نزد اردشیر سوم

    آمد و آن 100 نفر بزرگان صیدا را نیز به شاه ایران تسلیم کرد . اردشیر تنّ راهمچون دوست خود

    پذیرفت اما دستور داد تا آن 100 نفر مانند یاغیان تیرباران نمایند . اهالی صیدا که از تسلیم تنّ و کشته

    شدن 100 نفر از بزرگان خود آگاه شده بودند ، هیچ چاره ای به جز تسلیم ندیدند . پس 500 نفر از

    معروفین را نزد اردشیر سوم فرستادند تا درباره تسلیم به مذاکره بنشینند. اردشیر سوم که

    می خواست زهر چشمی به اهالی صیدا نشان داده باشد ، با جلب نظر تنّ ، تمامی آن 500 نفر

    را از دم تیغ بگذرانند . سپس تنّ از سپاهیان مزدور یونانی مقیم صیدا خواست تا سپاه شاه ایران را

    به شهر راه دهند. بدینگونه شهر صیدا توسط پارسیان تسخیر شد. اردشیر سوم که پس از تصرف

    شهر ، دیگر نیازی به تنّ نداشت ، او را نیز به قتل رسانید. گویند اهالی شهر صیدا از شدت یاس

    تصمیم به خودکشی گرفتند. پس به خانه هایشان رفته درها را بستند، منازل را آتش زدند و خودشان

    و زنان و اطفال در این حریق عمومی بسوختند. تعداد کشتگان این واقعه به روایات مختلف

    از 40000 تا 400000 دانسته اند، اردشیر سوم نیز خاکسترها و زمین شهر صیدا را به چندین تالان به

    اشخاصی فروخت که قصد داشتند با حفریاتی در آن شهر به اموالی دست یابند، ایشان نیز از این

    راه به طلا و نقره بسیاری دست یافتند،با دیدن آنچه که بر سر شهر صیدا آمد،سایر شهرهای فنیقیه

    سخت متوحش شدند و همگی سر تسلیم در برابر شاه ایران فرود آوردند.از دیگر کارهای اردشیر بعد

    از فرو نشاندن شورشها،فتح مصر بود. دیودور روایت کرده که باگواس خواجه که سخت مورد اعتماد

    اردشیر سوم بود و شاه ایران با مشوذت او هیچ کاری انجام نمیداد،به علت شقاوت بیش از حد

    اردشیر سوم،طبیبی را آلت دست قرارداده،به اردشیر زهر خورانید.حتی گفته می شود که کینه

    باگواس نسبت به اردشیر آنقدر زیاد بود. که پس از قتل او جسدش را ریز ریز کرده به سگها خورنید.

    مرگ اردشیر سوم در 338 پیش از میلاد برخ داده و مدت حکومت وی نیز 20 سال بوده است.


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : اردشیر ,صیدا ,قبرس ,تسلیم ,کرده ,فنیقیه ,اهالی صیدا ,بزرگان صیدا , پادشاه صیدا ,باگواس خواجه ,
    اردشیر سوم

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده